دو رکعت عاشقی
دوشنبه 17 مرداد 1390 :: نویسنده : mohanna


خداوند، می اندیشم امروز آن روز است كه پس از مرگ و خفتنی كوتاهتر از زندگانی كوتاه

دنیا زنده و حاضر بازگشته و در محضرت حاضرم

 شگفتم نیست از آنچه كه حتی خودم از كردارم خاطرم نیست را پیش چشمم می آوری

و رو نمایی میكنی، كه پیش تر وعده كرده بودی

كه كردار گذشته و آثار وجودی آینده ام را همه ثبت خواهی كرد

 اما شگفت و حیرت از خویش دارم

 پروردگار، كه حتی با وجود چنین وعده ی روشنی

 كه در طول عمر به وضوح و مكرر بیم و بشارتم داده بودی

چگونه و چرا غافل مانده بودم؟

 و می اندیشم اكنون كه خداوند، در لوح محفوظ تو، من و اعمالم ثبت و شماره شده بودیم و به

شماره و اندازه ی خویش در محضرت و مقابل تو حاضریم

نمیدانم كه ندامت و طلب عفو به چه كارم می آید با آنكه هزارهزار مرتبه

 در وعده ات آگاهی آن ضمیمه كرده بودی كه زمان بازگشت و ندامت پیش از روز موعود

است و پس از آن بازگشتی نیست،

 می اندیشم خداوند امروز همان روز است.....

انا نحن نحیی الموتی و نكتب ما قدموا و آثارهم كل شئ احصیناه فی امام مبین





نوع مطلب :
برچسب ها : خداوند، موعود، بازگشت، وعده، امام مبین،


درباره وبلاگ

شب های بلند بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه گنم
گویند خداوند گنه می بخشد
گیرم که ببخشد از خجالت چه کنم
مدیر وبلاگ : mohanna
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :