|
دو رکعت عاشقی
![]() چند سال پیش در یك روز گرم تابستان پسری با عجله لباسهایش را در آورد و شیرجه زد توی دریاچه. مادر از داخل چادر نگاهش میكرد و از شادی كودكش لذت میبرد. ناگهان مادر تمساحی رو دید كه به طرف پسرش شنا میكرد وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسرش سرش را برگرداند اما دیگر دیر شده بود. تمساح با یك چرخش پاهای پسرك را گرفت تا به زیر آب بكشد در همان لحظه مادر از راه رسید و بازوهای كودكش را محكم گرفت.تمساح پسرك را با قدرت میكشید ولی عشق مادر آنقدر زیاد بود كه نمیگذاشت كودك در كام تمساح رها شود. كشاورزی در حال عبور بود كه صدای فریاد مادر را شنید و به سرعت به طرفشان دوید و با چنگكی كه در دست داشت محكم بر سر تمساح كوبید و او را فراری داد. پسرك را به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسرك حالش بهبود یافت پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخن های مادرش مانده بود. خبر نگاری كه با او مصاحبه میكرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسرك زخم پاهایش را با ناراحتی نشان داد ودر حالی كه از جای زخم ناخن های مادرش احساس غرور میكرد به خبر نگار گفت اینها خراشهای عشق مادرم هستند. پیام:گاهی مثل یك كودك قدر شناس خراشهای عشق خداوند را به خودت نشان بده خواهی دید كه چقدر دوست داشتنی هستند. نوع مطلب : عاشقانه ها ، برچسب ها :
زندگی آنچه در ظاهر است نیست زندگی تلفیقی از بایدها و نبایدهاست و ما نباید در برابر مشكلات كمر خم كنیم. نوع مطلب : روزانه ها، برچسب ها : سه شنبه 30 فروردین 1390 :: نویسنده : mohanna رمز: یا صاحب الزمان(عج) ادرکنی منطقه: سلیمانیه – ماووت هدف: اتصال جبهه خودی به منطقه زیر نفوذ کردهای عراقی نتیجه: با وجود موفقیت اولیه رزمندگان در مراحل نخست عملیات، متاسفانه الحاق بین جبهه خودی با جبهه اتحادیه میهنی برقرار نشد و تامین همه اهداف عملیات میسر نشد. در این عملیات 250 کیلومتر مربع از خاک عراق تصرف و یک هلی کوپتر، ده تانک و نفربر و پنج لودر و بولدوزر ارتش عراق منهدم گردید . نوع مطلب : مناسبتها، برچسب ها : شنبه 27 فروردین 1390 :: نویسنده : mohanna
حضرت فاطمه(س) میفرمایند: لذتی كه از خدمت حضرت حق میبرم، مرا از هر خواهشی بازداشته است. (ریاحینالشریعه/1/105) شادم به لقای روی او هر نفسی نوع مطلب : احادیث زندگی بخش، برچسب ها : شنبه 27 فروردین 1390 :: نویسنده : mohanna
امشب زنده بودن براش درد آور و طاقت فرساست موندن بار سنگینیه که دوش های خسته و ناتوان فاطمه رو یارای کشیدن نیست زمان سنگین و آهسته رو قلب مجروحش گام برمیداره ، میگذره هر لحظه ای هر دقیقه ای هر گامی آروم سبک بار تو بستر خوابید ورو به قبله کرد و انتظار کشید لحظه ای گذشت و لحظاتی................. پلکهاش و بست و ............... چشم ها شو به روی محبوبش که در انتظارش بود باز کرد .................. شمعی از آتش و رنج تو خونه ی علی خاموش شد و علی.................................. تنها موند با کودکانش........................... نوع مطلب : مناسبتها، برچسب ها : شنبه 27 فروردین 1390 :: نویسنده : mohanna حرکت ماهی
ها تماشاییست اول خود را خم و راست کرده و بعد قامت کشیده و سپس چند قدمی پیش میروند این خم وراست شدنها اگر نباشند ماهی ها قفل شده و قدم از قدم بر نمیدارند نوع مطلب : روزانه ها، برچسب ها : شنبه 27 فروردین 1390 :: نویسنده : mohanna
یک عمر دوختیم و نخ از چشمه رفته بود ما یک نظر به چشمه ی سوزن نمیکنیم
عقربه ی قطب نما لرزونه مدام میلرزه مگه اینکه همسو با قطب بشه در ایصورته که قرار و آروم میگیره دل آدمم همون عقربه است و همیشه مضطرب و نا آرومه مگه اینکه همسو با خدا بشه و مدام رو به سوی او داشته باشه و تنها در این صورته که آروم و قرار میگیره ممکنه که گاهی بر اثر حوادثی ناخوشایند به ظاهر ناآروم و بیتاب بشیم اما هرگز افسرده و مایوس و دل مشغول نخواهیم شد (دریا رو دیدی هرقدر هم که متلاطم باشه درونش آرومه انگار آب از آب تکون نمیخوره) نوع مطلب : عاشقانه ها ، برچسب ها : ![]() همکاری کنیم ، با هم کاری کنیم
نوع مطلب : برچسب ها : پنجشنبه 25 فروردین 1390 :: نویسنده : mohanna ![]() مولا علی (علیه السلام) : در ضمن وصایای خود به امام
حسن مجتبی (علیه السلام) فرموده است : از مراکز بد نام بپرهیز , از مجالسی که مورد
سوء ظن است دوری کن و بدانکه رفیق بد دوست خود را فریب می دهد و میل او را
به کارهای ناپسند تحریک می کند و سرانجام آلوده اش می سازد
الحدیث جلد 3 صغحه 11 نوع مطلب : احادیث زندگی بخش، برچسب ها :
نام عملیات: فتح 5 برون مرزی نام عملیات: نصر 1 نفوذی
نوع مطلب : مناسبتها، برچسب ها :
امام سجاد علیه السلام : اَللَّهُمَّ… وَصُنْ وَجْهى بِالْیَسارِ وَ لا تَبْتَذِلْ جاهى بِالْاِقْتارِ فَاَسْتَرْزِقَ اَهْلَ رِزْقِکَ وَ اَسْتَعْطىَ شِرارَ خَلْقِکَ، فَاُفْتَتَنَ بِحَمْدِ مَنْ اَعطانى وَ اُبْتَلى بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنى وَ اَنْتَ مِنْ دونِهِم وَلىُّ الإِعطاءِ وَ الْمَنْعِ؛ خدایا… با توانگرى آبرویم را نگهدار و به تنگدستى حرمتم را از بین مبر که بر اثر آن از کسانى روزى بخواهم که روزىخوار تو هستند و از بندگان پست و بدکردار تو عطا و بخشش طلبم و در نتیجه، به ستایش آنکه به من بخشیده و نکوهش آن که از من دریغ کرده است، گرفتار شوم. حال آن که بخشیدن و نبخشیدن در حقیقت به دست توست. نوع مطلب : احادیث زندگی بخش، برچسب ها : پنجشنبه 25 فروردین 1390 :: نویسنده : mohanna
کاش می شد که کسی می آمد این دل خسته ی ما را می برد چشم ما را می شست راز لبخند به لب می آموخت
کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود و قفس ها همه خالی بودند آسمان آبی بود و نسیم روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید
کاش می شد که غم و دلتنگی راه این خانه ی ما گم می کرد و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید و کمی مهربان تر بودیم
کاش می شد دشنام، جای خود را به سلامی می داد گل لبخند به مهمانی لب می بردیم بذر امید به دشت دل هم کسی از جنس محبت غزلی را می خواند و به یلدای زمستانی و تنهائی هم یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم کاش می فهمیدیم قد راین لحظه که در دوری هم می راندیم
کاش می دانستیم راز این رود حیات که به سرچشمه نمی گردد باز
کاش می شد مزه خوبی را می چشاندیم به کام دلمان
کاش ما تجربه ای می کردیم شستن اشک از چشم بردن غم از دل همدلی کردن را
کاش می شد که کسی می آمد باور تیره ی ما را می شست و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست اخم بر چهره بسی نازیباست بهترین واژه همان لبخند است که ز لبهای همه دور شده ست
کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم !!!تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم قبل از آنی که کسی سر برسد ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم شاید این قفل به دست خود ما باز شود پیش از آنی که به پیمانه ی دل باده کنند همگی زنگ پیمانه ی دل می شستیم
کاش درباور هر روزه مان جای تردید نمایان می شد و سوالی که چرا سنگ شدیم و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟ کاش می شد که شعار جای خود را به شعوری می داد تا چراغی گردد دست اندیشه مان
کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را شبح تار امانت داران
کاش پیدا می شد دست گرمی که تکانی بدهد تا که بیدار شود، خاطر آن پیمان و کسی می آمد و به ما می فهماند از خدا دور شدیم
نوع مطلب : عاشقانه ها ، برچسب ها : سه شنبه 23 فروردین 1390 :: نویسنده : mohanna ![]() هرکی از کنارش رد می شد ، از دستها و لباسهای تمیز و لوازم واکس اندک و تازه اش متوجه می شد که این مرد واکسی نیست و شاید روز اولیه که این کار رو داره تجربه میکنه . مردم که رد میشدن ، خیلی آروم میگفت : « واکسیه » . از اون حرفهایی که آدم وقتی میگه دلش نمیخواد کسی بشنوه … آری ، روزگار غریبیست ... نوع مطلب : روزانه ها، برچسب ها : دوشنبه 22 فروردین 1390 :: نویسنده : mohanna
رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از زیاد خندیدن بر حذر باشید زیرا خنده زیاد قلب را می میراند و نور صورت را می برد کلام نور ج 1 ص 105 نوع مطلب : احادیث زندگی بخش، برچسب ها : درباره وبلاگ ![]() شب های بلند بی عبادت چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چه گنم گویند خداوند گنه می بخشد گیرم که ببخشد از خجالت چه کنم مدیر وبلاگ : mohanna مطالب اخیر آرشیو وبلاگ پیوندها نویسندگان آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
|